0
نخستین و بهترین سرزمینی که من اهورامزدا ( خداوند ) بیافریدم ایران ویچ ( ایران ) است آنجایی که رود نیک دایتی روان است . . .


به
نام
اهورمزد
ای خطه ایران مهین ای وطن من
و اما من که هرگاه از وطن سخن گفتملبخندي تلخ بر لبان مردمان ديدم
و شنيدم كه در گوش هم نجوا دارند كه:او ديوانه است...
ديگري گفت : تو ما را به غرب زدگي و عرب زدگي محكوم میکني
و ما تو را به باستان زدگي محكوم خواهيم كرد...
با خود نشسته ام و فكر خاك مرا دمي به حال خود وا نمي گذارد
خاك من ، اين سرزمين اهورائي پر از گوهر است
كه امروز يادشان از ما درخواست ميراث داري دارند
خاك من به معناي وسيع كلمه عشق است
اسطوره.....
تاريخ....
از كدامين افتخار خاك پاك آريائيم بنويسم
كه قلم كم مي آورد و چشم گریان مي شود؟...
فردوسي اش سي سال رنج كشيد و شهنامه سرود
تا سندي باشد بر موجوديت فرهنگ ملي و استقلال و هويت ما....
بابكش ، خرمدين بود و سالها در برابر تازيان ايستاد تا تنها به آنان بياموزد ايراني كيست....
فريدونش نيك مرد روزگار بود...
پيامبر خاك من خردمندترين آفريده ي اهورا مزدا ، اشو زرتشت است
هنگامي كه او امد ، جهل رفت و خرد جايگزين شد
نيك منشش ، شاهي كوروش نام بود كه ايران را گسترد و آدميت را تبليغ كرد
و نواي آزادي و حقوق بشر را در آسمان تاريخ طنين انداز كرد
ايران من سرزمين آرشي است كه جان فداي وطن كرد و رفت...
سرزمين ابومسلم و يعقوب ليث و اريو برزن ....
بگويم يا كافيست كه چون من ديوانه شويد؟....
من بر خاك سرزمينم سجده مي برم ،
و در برابر تمام ميراث گذارانش ، اسطوره هاش و اديبانش زانو مي زنم
آري منم يك آريايي
دلم سرشار از عشق به وطن
اسطوره هايش
ميراث گذاران و ميراث هايش
آري من ديوانه ام و اين ديوانگي را مي پرستم
آنان كه نمي دانند مام وطن
چيست بگذار عاقل بنمايند و مرا ديوانه خطاب كنند
براي من افتخار است كه ديوانه ي سرزمينم باشم
ميهنم را دوست دارم
پس باز بگوييد كه من ديوانه شده ام
.... ایران زمینچه زیبا سروده فردوسی و چه زیبا آینده ( امروز ) رو دیده
.......در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود کزان کشور آزاد و آباد بود
بزرگی به مردی و فرهنگ بود گدایی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خردتیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد که نام آورش مرد بیگانه شد
بسوزد گرت در آتش جان و تن به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگیست دوصد بار مردن به از زندگیست
(فردوسی )
وصیت نامه کورش بزرگ
فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشتهام. من آن را با نشانههای آشکار دریافتهام
.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بختیار بودهام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمیکنم که از هنگام جوانی ناتوانترم
.من دوستان را به خاطر نیکوییهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خویش دیدهام
.زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز میگذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر میگذرم، شما و میهنم را خوشبخت میبینم و از این رو میخواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست
.باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد
.من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم که آزمودهتر است کشور را سامان خواهد داد
.فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پروردهام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوانتران از شما آزرم بدارند
.تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند
.همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند
کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد
.از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد . من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود
.روایتی از پارسه«تخت جمشید
»در تصویر های حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست.هیچ کس در حال تعظیم به دیگری نیست.هیچ گاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است. هر کس مطابق تلاشش مزد می گرفت. اگر از دور به شوق تلاش برای خاک ایران می امد مبلغی به او اختصاص داشت. در میان این صد ها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر عریان و برهنه وجود ندارد. این ادب سرزمین اریایی من است. نجابت- قدرت-مهربانی-خوش رویی. و همگان بداانند من اریایی-تو اریایی- و صد ها تن اریایی دیگر به حق نژاد برتر دنیا هستیم تمدن بی مانند باستان از ان خاک پاک کشورمان است
.
برگرفته شده از وبلاگ دختر اریایی
با تشکر از همه دوستان
چهار پادشاه اول هخامنشی
اولین پادشاه کوروش بزرگ که روانش شاد و راهش پررهرو باد
کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). در پارسی باستان Kuraush. اين نام در كتيبههاى عیلامی، Ku-rash و دركتيبههاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی، Kuros آمده. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن كورش (Koresh). شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان میباشد. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسحشده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده . کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینههایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجهترین دلایل را برای احراز این لقب دارا میباشد.
دومین پادشاه
کَمبوجیه (به پارسی باستان:
)(درگذشت ۵۲۱ پ.م.) پسر بزرگ کوروش بزرگ هخامنشی بود که به نامهای کمبوجیه دوم، کمبوزیه و کامبیز نیز معروف است. طبق گفته هرودوت مادر وی کساندانه بوده است، اما کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به سلطنت رسید. وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به ایران فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان میدانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.
سومین پادشاه داریوش بزرگ
داریوش (به پارسی باستان:
)، پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعهای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند میداد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.
چهارمین پادشاه . خشایارشا بعد آمریکا میاد فیلم ۳۰۰ میسازه. اینو بخونید میفهمید چه تفاوتی داشته تا تو اون فیلم !!!
خشایار شا صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده اند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا ینکه بگذارم که روی زمین بمانی تا بخاطر تاخت و تازت به یو ززززنان مجازات شوی؟ خشایارشاه در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همین طور کتیبههایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. این پادشاه پس از بیست سال سلطنت (485 تا 465 پیش از میلاد)توسط یک خواجه به نام میترادات (مهرداد) به قتل رسید.ذ

